همین جوری
فکر کنم تولد وبلاگ هم گذشت البته از اولی که درستش کردم
چقدر اتفاق ها افتاد تو این مدت هااااااااااا
دلم برات تنگ شده بود وبلاگ جونی
این وبلاگ بوی کهنگی میده اما دلم نمیاد حذفش کنم
میدوسمش
اما حرفی توش نمیزنم به صورت روزمره شاید شعر بذارم
واقعا هیچکی نه میفهمه نه میشه به کسی گفت
دوباره کلاسسس
دو جلسه اول غیبت
این وب رو دوست دارم .اما نمیتونم توش بنویسم
وبلاگ جدید هم نمیخام
چرا وبلاگ نویسا عوض شدن دیگه شور و هیجان ندارن
یا من عوض شدم![]()
هنوز اضطراب دارم یهنی از چی میتونه باشهههههههههه![]()
از زمانی که اینجا ننوشتم خیلی میگذره.اخرین نوشتم در مورد دوراهی بود که هر دوش تمام شد![]()
این همه وب درست کردم اما اخر اومدم سر این وبلاگ نمیدونم شاید چون اولین وبلاگمه
خیلی از لحاظ روحی داغونم.یه جور اضطراب دارم.نمیدونم این مشاوره ها به درد میخورن یا نه؟
شاید باز بنویسم اینجا
وضع بدیه واسم دعا کنید
یه مدتی میشه دلم نمیخاد زیاد حرف بزنم بیشتر فکر میکنم که راه حل پیدا کنم.امروز دوست قدیمیم اس ام اس زد
که ......نمیتونم بگم چی گفت منم خیلی وقته سکوت کردم. ترجیح میدم زیاد گلایه نکنم.امروز بیرون بودم با برو
بچ همه میگفتن کوزت خیلی ارومه.من اصولا زیاد حرف نمیزنم مخصوصا وقتی فکرم درگیره.افسرده نمیشم اما
سکوتی میکنم بالاتر از فریاد. تازه فهمیدم یک سری اخلاق های بد دارم که باید ترکشون کنم.1-ساکت بودن2-
خیلی سردم با همه حتی خانوادم3-از وقتی دوست قدیمیم رفت احساس کردم دنیا به اخر رسیدهه خیلی منفی شدم
مخصوصا با برخورد با اقایون
یه چند تا فیلم دیدم.اما دهنم سیرویس شدامان از دست فیلم های ایرونی که اکثرا تلخن.ترم جدید کلاسم شروع میشه
درسته دخترای کلاسم ساده هستن.بازم خوبه با همشون دوستم. اما من دوست دارم اینقدر ساده نباشن کمی امروزی
تر اما همشون خیلی ساده هستن.پسرا
که بدتر از دخترا. شانس منه.ترم های دیگه چقد دختر پسرا باحالن.پدر گرام کمی ناخوشه امیدوارم زودی خوب
شه.من خیلی احساساتیمممممم.چقدر من از این پسره اسماعیل اسفندیاری خوشم میاد صداش ارام بخشه.دیگه اینکه
یه عروسی دعوتم نمیدونم موهامو چی کار کنم.به کت ودامن چه مدل مویی میاد.تولدم نزدیکه !!!!واسه اون روز
برنامه ها داریم حالا بماند که چی. امیدوارم برنامم بهم نخوره.
یه نکته^هیچ وقت بدون اجازه سر گوشی مردم نرینننننننننننننننننن
عشق تجربه ای است تکرار نشدنی و هرگزنمی تواند حرفه انسان باشد![]()
![]()
از وقتی رفتم خونه جدید اینجا رو یادم رفته بزارین یه کم اونجا حال (منظورم حال وهوامه)
کنم میامممم
دلم لاک ورژلب قرمز میخاددددددد![]()
من الان خیلی خوشحال هستم بگیم همگی ما شالا
زندم رو دنده بیخیالی و خوشی ![]()
والا میخام یه مدتم اینجوری باشم ازاد ورها هر کاری دلم میخاد میکنمممممم![]()
من حالم خدا رو شکر بهتره منم یه وبلاگ جدید ساختم اصلا هم مثل اینجا نیست دلتون ابببب
![]()
میگم شیوا کیه گفته من میام به تو چه مربوطه کجا؟ من که با کسی بحثی نداشتم شیوا جان
ادرس بده بینم چی شده ما مشکلی با هم داشتیم؟بیا اینجا قدم رو چشم ما میزاری
یادمه یه زمانی که این وب رو درست کردم اومدم از عشق گفتم اون موقع اوج جدایی بود حالا فهمیدم
ازدواج کرده اون کسی که میگفت دیگه بعد تو چشمم رو........هی روزگار
بگذریم از کلاسم راضیم >خوبه به شرطی که من دخمل خوبی باشم و درس بخونم!!!!
تا حالا شده طلسم شین قفل کنین من از قبل از عید قفل کردم .بازم نشده تا حالا چند بار اومدم برم
پیش مشاور ولی با خودم میگم وقتی تو این همه کتاب میخونی .فیلم راز میبینی بازم نه؟پس مشاور
چه کمکی میتونه کنه؟یه ترس بزرگی رو دلمه نمیخام نا شکری کنم اما دیگه کاری از دستم ساخته
نیست مگر اون بالا سری یه کاری کنه خدایا من و دریاب من گم شدم من میترسم ازاینده از زندگیم
چه پست دپرسی خوب فقط همین یه جاست که ارومم میکنه به هر کسی هم میخای بگی زود
میترسه میگه وای وای دختره افسرده شد .فلان شد پس از کسایی که به این جا سر میزنن میگم
کمکککک من هیچ شدم پوچ شدم